سلطان العلماء بهاء الدين محمد بلخى ( پدر مولوى ) ( بهاء ولد )

32

معارف ( مجموعه مواعظ وسخنان ) ( فارسى )

چيزى بدست آيد بيخ وى را زير خاك نمناك نهان كنند باز بعد از پنج يا شش روز آبش دهند باز چون برآيد از زمين هر پانزده روز آبش دهند و آب وى چنان دهند كه برگهاى وى [ زير ] آب نشود و هر دوسالى چون در زمين پير شود باز در زمين ديگر نهالى نشانند تازه برآيد و انبوه شود و او را در همه وقت توانند كاشتن و لكن چون پشم برند در آخر تيرماه 119 او ناچيز شود و در زمين نهان شود تا فصل بهار باز برآمدن گيرد و تره را در ميان وى نكارند كه وى باقيمت‌تر بود چون جنسهاء خضر را در ميان يكدگر « 1 » نشانى قوّت يكديگر را كم كنند و چون تنهاشان كارى نغزتر برآيد ، اما ديگر خضراوات را اصل تخم باشد گندنا و پياز و سير را بايد كه آب چندانى دهى كه زير آب شوند و باز سرما و گرما را تحمّل كنند همه سال نتواند بودن امّا هند با طاقت گرماء تابستان نتواند بردن و با تنگان 120 « 2 » وقت كاشتنش از اوّل بهار تا آخر تيرماه شش ماه پيوسته اگر در آخر تير ماهش كارى كه ده روز مانده باشد برآيد و بردهد و لكن اندكى شكفد بخلاف آنك از اوّل بهارش نشانده باشى ، چون مدتى آب خوردن و پرورش يافتن بيش يابد بسيارتر شكفد و بسيارتر بار دهد و هرگز نشكفد نه‌بندد 121 و هرآينه شكوفهء او با تنگان « 2 » گردد . گياهيست كه خونج 122 گويند او قوّت كاشتها كم كند چنانك اسب غول 123 و خفج 124 و فرزد 125 و خار ، پيوسته خو مىكند مگر نزديك بوقت پشم زدن چو سرما ايشان را نيست خواهد كردن خو نكنند و اين خونج هرچند مىبرند بيخ وى زود سر بر مىزند بعد از دو روز و فرزد را گويند كه شش ماه پيش آفتاب نهى مرا ، باز چند روزى آب بر من زنى من سبز شوم و برويم امّا اين دگرها را چون برگ برى او كم‌قوّت شود و خضراوات را زيان ندارد . وجود و جامه و جبّه همه بر مردم بىكار بار شود ب اللّه خيال « 3 » مشغول شو كه

--> ( 1 ) - در اصل چنين نوشته‌اند : چون جنسهاء ديگر را در ميان خضر - بعد بر روى آن خط كشيده و عبارت متن را بالاى آن نوشته‌اند . ( 2 ) - در هر دو مورد طوريست كه : با تنكران - هم مىتوان خواند . ( 3 ) - ظ : چنان .